کودتای 28 مرداد؛
آغاز دشمنی آمریکا با ایران
کودتای 28 مرداد را باید سرآغاز تسلط آمریکا بر ایران و دخالت در امور کشورمان به حساب آورد. بنابر اعتراف آمریکایی ها - که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا در سال 1379ش. منعکس شده است - نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس، موضوع براندازی دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت آمریکایی ها در فروردین 1332ش. مواجه شدند.
کودتای 28 مرداد را باید سرآغاز تسلط آمریکا بر ایران و دخالت در امور کشورمان به حساب آورد. بنابر اعتراف آمریکایی ها - که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا در سال 1379ش. منعکس شده است - نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس، موضوع براندازی دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت آمریکایی ها در فروردین 1332ش. مواجه شدند. طرح این کودتا پس از مطالعات فراوان توسط طراحان انگلیسی و آمریکایی، در قالب طرح تی پی آژاکس در 21 تیر ماه، توسط رئیس سازمان سیا، وزیر خارجه آمریکا و رئیس جمهور آمریکا (آیزن هاور)، به امضای نهایی رسید و با اختصاص بودجه ای هنگفت، در 28 مرداد 1332ش. کودتا انجام پذیرفت که در نتیجه آن، دکتر مصدق از نخست وزیری برکنار شد و حکومت مردمی وی سقوط کرد. شاه که از بیم اعتراضات و شورش های مردمی، از قبل به ایتالیا گریخته بود، پس از کودتا دوباره به ایران بازگشت و به این صورت، سلطه همه جانبه آمریکا بر این کشور آغاز شد.
زمینه های کودتا
نفت انگیزه اساسی آماده سازی کودتا بود. در سال 1901.م مظفرالدین شاه، پادشاه ایران، امتیاز بهره برداری از نفت جنوب ایران را به مهندسی استرالیایی به نام ویلیام ناکس دارسی اعطا کرد. دارسی توانست از 28 مه 1908، یعنی هفت سال پس از امضای قرارداد امتیاز، استخراج نفت ایران را آغاز کند و شرکت بهره برداری اولیه با کمک یک کمپانی انگلیسی (شرکت نفت برمه) از ورشکستگی نجات یافت. همچنین در سال 1909 شرکت نفت انگلیس و فارس (Anglo – persian oil company)، که در سال 1933 کمپانی نفت انگلیس و ایران ( (Anglo-Iranian oil companyنامیده شد، بنیان گذاری گردید.
به دلیل اختلافات بین دو طرف، در سال 1932، دولت ایران امتیاز سال 1901 را لغو نمود. با وجود این، در آوریل 1933 قرارداد جدیدی که تا سال 1993 اعتبار داشت به امضای طرفین رسید. در 21 اکتبر 1947 پارلمان ایران طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن دولت ماموریت می یافت در مواردی که تضیعی نسبت به حقوق ایران در منابع نفتی بخش جنوبی کشور صورت گرفته باشد، اقدامات لازم را برای استیفای تمام حقوق ملت به عمل آورد.
متعاقب این طرح، دولت ایران با شرکت وارد مذاکره شد و نهایتا در 17 ژوئیه 1949 قراردادی بین آقای گس (Gass)، نماینده شرکت، و آقای گلشائیان، وزیر دارایی ایران، به امضا رسید.
برای بررسی این قرارداد یک کمیسیون پارلمانی در 18 نوامبر به ریاست مصدق، رهبر جبهه ملی، تشکیل شد. این کمیسیون در دسامبر 1950 درخصوص قرارداد نظر منفی داد. در 11 ژانویه 1951، پارلمان نظر کمیسیون را تایید کرد و به آن ماموریت داد تا گزارش جدیدی ارائه کند که مشخص کننده اقداماتی باشد که باید انجام پذیرد.
نهایتا این کمیسیون قانون ملی شدن نفت در ایران را تصویب کرد که در 14 مارس توسط مجلس شورای ملی و در 19 مارس توسط مجلس سنا به تصویب رسید. در نتیجه صنعت نفت ایران پس از پنجاه سال ملی شد و در آوریل 1951 محمد مصدق نخست وزیر ایران گردید و قانون ملی شدن نفت را اجرا کرد.
شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت بریتانیا با این اقدام مخالفت کردند، اما موفق نشدند از راههای سیاسی و دیپلماتیک به مقصود خود نائل آیند. انگلیسی ها می کوشیدند در اقدام خود علیه مصدق حمایت امریکا را به دست آورند.
در این فاصله، انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده امریکا برگزار گردید و آیزنهاور، کاندیدای حزب جمهوریخواه، جانشین ترومن شد. این واقعه هماهنگ با تمایل بریتانیا بود.
نهایتا، هنگامی که آخرین پیشنهاد مشترک انگلیس و امریکا را دولت ایران رد کرد، دولت بریتانیا موفق گردید دولت جدید امریکا را متقاعد سازد که دولت مصدق به زیان غرب عمل می کند. این هماهنگی راه را برای اجرای کودتایی علیه مصدق هموار کرد. (نشریه زمانه، اردیبهشت 1386 - شماره 56 , رفیع، حسین)
کودتای 28 مرداد
انگلیسی ها نقشه ای را به نام «عملیات چکمه»، پی ریزی کردند که بر اساس آن در مرحله اول، کمک مالی و سیاسی به درباریان وابسته، جهت سرنگونی دولت مصدق، تحریم نفت ایران و تهدید کشورهای خریدار نفت، شکل گرفت و سرانجام، به راه اندازی کودتا و سرنگونی دولت مصدق انجامید و از آن جا که آمریکا دست پرورده خود انگلیسی ها بود، در اسفند سال 1331ش. تمایل خود را برای شرکت در عملیات چکمه، نشان دادن و سازمان «سیا» اجازه یافت که به طور مستقیم در براندازی دولت مصدق، وارد عمل شود و بدین ترتیب، آمریکایی ها که به دنبال نفت ایران بودند،رهبری عملیات براندازی را بر عهده گرفتند و عملیات چکمه به «عملیات آژاکس» تبدیل شد. در قدم اول، نزدیک به 60 هزار دلار از طرف سرویس های جاسوسی و امنیتی آمریکا و انگلیس، به ارتشبد زاهدی، برای کمک مالی به مخالفان مصدق، داده شد. روزولت به عنوان گرداننده عملیات آژاکس، با زاهدی، دیداری پنهانی داشت و در اقدام بعدی، با عنوان «تبلیغات خاکستری» موفق شدند عده زیادی از نظامیان تهران را رو در روی دولت مصدق قرار دهند و فضایی پر تنش و تبلیغاتی روانی به وجود آورند. روزولت که در تیرماه از مرز عراق وارد ایران شده بود، به جای استفاده از نظامیان کرمانشاه، همدان و اصفهان، ترکیب نظامیان تهران و آشوب گران، با رهبری شعبان جعفری (شعبان بی مخ) را برای کودتا، ارائه کرد.
بر اساس این طرح، قرار بود کودتا در شب بیست و چهارم مرداد ماه، صورت گیرد؛ اما به دلیل اختلال در برنامه ریزی و زمان بندی،کودتای آن شب، به فردا شب موکول شد و در روز بیست و پنجم، کودتا صورت گرفت؛ اما نقشه به صورتی که برنامه ریزی شده بود، پیش نرفت و با آگاهی مصدق از کودتا، عملیات کودتا شکست خورد.
در این زمان، شاه که در کاخ خود در نوشهر بود، با اجازه و دستور آمریکایی ها به بغداد رفت. مصدق و دولتش نسبت به کودتا و عوامل آن، غفلت نشان دادند و همین غفلت برای آمریکا و انگلیس کافی بود؛ تا به سرعت، مرحله دیگری از کودتا را پی ریزی کنند.
در روز 28 مرداد ماه، آشوب گران و ارازل و اوباش، از جنوب شهر به طرف مرکز شهر، حرکت کردند و بسیاری از نظامیان تطمیع شده، با لباس معمولی، به عنوان مردم عادی، در بین تظاهرات کنندگان بودند و نیروهای مسلح جیره خوار هم با تانک و واحدهای نظامی، به شهر آمده، به سوی منزل دکتر مصدق حرکت کردند. در این میان، نظامیان وابسته به دولت مصدق، هیچ اقدامی از خود نشان ندادند.
آشوب گران، عوامل حزب توده و نظامیان وابسته، به سوی خانه دکتر مصدق حرکت کردند و منزل وی توسط سرهنگ رحیمی و سرکرده آشوب گران (شعبان بی مخ)، مورد حمله قرار گرفت و دکتر مصدق از پشت بام منزلش، به خانه همسایه گریخت. آشوب گران که در طول مسیر، دفاتر احزاب و روزنامه های طرفدار مصدق را غارت کرده بودند و با طرفداران وی درگیر شده بودند، به خانه مصدق هجوم بردند و آن جا را مورد غارت قرار دادند و اندک نظامیان طرفدار مصدق نیز که در اطراف منزل وی بودند، نتوانستند مقاومت کنند و با تسخیر ساختمان رادیو توسط کودتاگران، دولت مصدق ساقط شد و با اعلام حکم عزل مصدق توسط میراشرفی از رادیو، نقطه پایان دولت مصدق گذاشته شد و سرلشکر زاهدی که در زمان کودتا در مخفیگاه سازمان سیا در تهران پنهان شده بود، امور را به دست گرفت.
ضعف و عدم انسجام در دولت مصدق، پیروزی کودتایی را رقم زد که تا انقلاب با شکوه اسلامی سال 1357، بستری را برای چپاول ثروت و تخریب فرهنگ ملت توسط بیگانگان، فراهم ساخت. (مجله پرسمان مردادماه سال 1391 شماره 115)
عوامل کودتا
نظامیان: از جمله بازوهای اجرایی کودتا و کانون های مهم مخالفت و توطئه علیه دولت مصدق نظامیان و افسران بازنشسته ای بودند که در «کانون افسران بازنشسته» به رهبری فضل الله زاهدی ساماندهی می شدند.
افسران سلطنت طلب از طریق «کمیته نجات وطن» که سرلشکر زاهدی رهبر آن بود، به همراهی کرمیت روزولت (فرمانده آمریکایی کودتا) افسرانی را که دارای پست های حساس نظامی بودند، جذب کرده و برای اجرای طرح کودتا آنان را با خود همگام کردند.
به همین جهت پس از پیروزی کودتا، پست های حساس و مهمی به گروهی از نظامیان واگذار شد و نظامیانی که در صف کودتا گران بودند، یک درجه ترفیع گرفتند و نشان رستاخیز را که نشان ویژه شرکت کنندگان در کودتا بود، دریافت کردند.
اراذل و اوباش: از دیگر عوامل اجرایی کودتا، اراذل و اوباش و چماقدارانی بودند که به تحریک افراد سلطنت طلب و عوامل خارجی، تظاهراتی را به گونه ای کاملا سازماندهی شده، به طرفداری از شاه در سطحی گسترده به راه انداختند.
شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ از سردسته های اوباش، که روز کودتا در زندان بودند، ساعاتی پیش از شروع کودتا، با همکاری ماموران شهرداری و فرمانداری نظامی از زندان شهربانی آزاد شد. نوچه ها و چماق دارانش جلو ساختمان شهربانی با چند اتومبیل در انتظار خروج وی از زندان بودند.
بعد از کودتا، شعبان بی مخ به خاطر خدمات زیادی که در کودتا به انجام رساند، مورد تقدیر قرار گرفت و ضمن اهداء زمینی در شمال پارک شهر (تهران) از طرف دولت کودتا به ایشان، مبلغی داده شد تا یک زورخانه مدرن بسازد.
مطبوعات: از جمله ابزارهای بسیار مهم برای زمینه سازی و اجرای کودتا و همچنین آماده سازی افکار عمومی برای پذیرش کودتا، مطبوعات بود. در اسناد سازمان سیا، در بخشی از طرح کودتا، از مطبوعات و تبلیغات با عنوان «عوامل ویژه» یاد می شد. کشورهای آمریکا و انگلیس با نفوذ عمال ایرانی خود در شبکه مطبوعاتی دست به تبلیغات گسترده ای بر ضد مصدق زدند و سرانجام در ۲۸ مرداد نتیجه دلخواه خود را از این تبلیغات گرفتند.
مطبوعات حامی کودتا با استفاده از ترفندهای گوناگون نظیر چاپ کاریکاتور و تمسخر ایده های مصدق و همچنین پوشش گسترده فرمان های شاه مبنی بر عزل مصدق و انتصاب زاهدی و چاپ مصاحبه های زاهدی با خبرنگاران خارجی، نقش موثری را در ایجاد فضای مناسب برای کودتا ایفا کردند. (ویکی فقه)
آمریکا، عامل اصلی کودتا
استیفن کینزر، نویسنده کتاب «همه آدم های شاه، کودتای آمریکایی و ریشه های ترور در خاورمیانه» که معتقد است دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد سال 1332 شمسی در ایران، ریشه بسیاری از مشکلات امروز خاورمیانه است، در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی سی. ان. ان آمریکا تاکید کرد که کارنامه دخالت آمریکا در ایران به ویژه در زمینه استقرار دموکراسی، وحشتناک است.
این نویسنده و مورخ آمریکایی در پاسخ به پرسش خبرنگار سی. ان. ان که مدعی وجود جنگ قدرت داخلی در ایران شده و از واکنش ایالات متحده می پرسید، افزود: هیچ شکی نیست که در ایران تمایل شدیدی برای دموکراسی وجود دارد، اما برای آمریکا مهم این است که باید درک کند که خود در گذشته دموکراسی را در ایران سرکوب کرده است و اگر حالا از یک سیاستمدار، جنبش یا حزبی حمایت کند، فاتحه دموکراسی را خوانده است. اگر ما در کنار ایران و مردم ایران بایستیم و بگوییم که شما باید یک دموکراسی داشته باشید، خواهند گفت که ما 50 سال پیش دموکراسی داشتیم و شما آن را سرکوب کردید. (مجله شمیم یاس آذر 1382، شماره 9)
پیامدهای کودتا
کودتای 28 مرداد سال 1332 (ه. ش) در زمان ریاست جمهوری «آیزنهاور» و با نقشه «کیم روزولت» با حمایت آمریکا در ایران به وقوع پیوست که به کمک آن محمد رضا پهلوی توانست تا حدودی موقعیت خود را تثبیت نماید و قدرت سیاسی مجددا به شاه برگردد. «کرومیت روزولت» مشهور به کیم، عضو سیا و کارشناس امور خاورمیانه امریکا، در مصاحبه ای گفته بود: «کودتای ایران نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله سازمان مرکزی جاسوسی امریکا (سیا) تنظیم شده بود.»
در پی این توطئه ننگین، دولتهایی که پس از کودتا روی کار آمدند، برای از بین بردن هویت فرهنگی و خدشه دار نمودن استقلال ایران و سرکوب ساختن حرکتهای مذهبی به اقدامات و عملیات ذیل الذکر روی آوردند:
1. انتخابات فرمایشی مجلس، در سایه حکومت نظامی که بر اساس آن حامیان امریکا و انگلیس روی کار آمدند؛
2. تصویب قراردادهایی با کنسرسیوم و واگذاری نفت جنوب به انحصارهای امریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی که بیشترین سهم به انگلستان تعلق داشت. بدین ترتیب قانون ملی شدن صنعت نفت اگرچه به طور رسمی ملغی نشد، اما در عمل پایمال گردید؛
3. شاه که دریافته بود مردم مسلمان ایران او را فردی وابسته به بیگانگان می دانند و برای حکومتش اعتباری قائل نمی باشند، پس از کودتا ضمن تکیه افزون تر بر بیگانگان - به خصوص امریکا - برای تداوم سلطه طلبی خود به سیاست سرکوب مخالفان روی آورد و در گام نخست خود در این زمینه، در سال 1335 (ه. ش) سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) را ایجاد کرد. اعضای این سازمان مخوف در امریکا و اسرائیل آموزش می دیدند و این تشکیلات مهم ترین ابزار برای شناسایی، دستگیری و به شهادت رسانیدن مخالفان مسلمان به شمار می رفت؛
4. دریافت وامهای اسارت آور از کشورهای اروپایی و همچنین امریکا؛
5. گشودن دروازه های کشور بر روی انبوهی از کالاهای خارجی و ایجاد زمینه برای نابودی تولیدات داخلی و تبلیغ در راستای تغییر دادن فرهنگ مصرفی مردم؛
6. شرکت در پیمان استعماری و تجاوزکارانه بغداد (سنتو) در سال 1334 (ه. ش)؛
7. تصویب قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی در سال 1334 (ه. ش)؛
8. امضاء قرارداد دو جانبه نظامی با امریکا در سال 1337 (ه. ش)؛
9. پیش گرفتن سیاست حمایت از ابرقدرتهای جهان به رهبری امریکا و توطئه علیه نهضتهای آزادی بخش و جنبشهای اسلامی؛
10. سرکوب نمودن حرکتهای دانشجویی، کارگری و سایر اقشار جامعه؛
11. محدود نمودن آزادیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
باوجود اختناق شدید، مردم مسلمان ایران در سالهای پس از کودتا، در مقابل غارت منابع حیاتی کشور، حاکمیت بیگانگان و تهدید هویت اسلامی و مخدوش گردیدن فرهنگ برخاسته از باورهای شیعی؛ حتی یک لحظه از مبارزه و مقاومت دست برنداشتند. (مجله مبلغان خرداد 1382، شماره 42)
عبرت ها و تجربه ها
نهضت ملی شدن نفت به رهبری آیه الله کاشانی، روحانی مبارز و نستوه معاصر، از درخشان ترین مقاطع تاریخ سیاسی ایران، در قرن حاضر است.
این قیام ملی به ارشاد و راهنمایی های رهبران دینی، اوج احساساتِ ملی و دینی مردم ایران در مواجهه با استعمارِ آشکار و سلطه بیگانگان بر منابعِ ملی است.
دریغ و درد که این نهضتِ مردمی، راه به سر منزلِ مقصود نبرد و در چنین روزی خاکستر سردِ خاموشی را پذیرا شد. کارشناسان علوم سیاسی و آنان که اندیشه های اصلاحی را در چند دهه اخیر در ایران بررسی کرده اند، عمده ترین علت این ناکامی را در تفرقه و چنددلی میان رهبرانِ آن نشان داده اند.
به هر روی، نام بیست و هشتم مرداد، همیشه ذائقه مردم ایران را تلخ و آزرده کرده است؛ و به همین خاطر باید درس های این روز سیاه را، هرگز از یاد نبرد.
مباد که این واقعه تلخ در روزی دیگر
و از سویی دیگر روی دهد.
آری، کودتای مرداد، خموشانه، گویای تَجارِب بسیار است،
تَجارِبی که هر یک به بهایی سنگین، بر دامن ما گذارده شد. (مجله اشارات تیر ماه 1377)
«شما خودتان بهتر از هر کس می دانید که هم و غمم در نگه داری دولت جناب عالی است که خودتان به بقای آن مایل نیستید. از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازی های اخیر، بر من مسلم است که می خواهید مانند سی تیر کذایی، یک بار دیگر، ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف این جانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لکه حیض کردید؛ خانه ام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید. مجلسی را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید و حالا نه مجلسی هست و نه تکیه گاهی برای این ملت گذشته اید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگه داشته بودم، با لطائف الحیل خارج ساختید و حالا همان طور که واضح بود، درصدد کودتاست. اگر نقشه شما نیست که مانند سی ام تیر، عقب نشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس من صحیح نیست... که آمریکا ما را به گرفتن نفت از انگلیسی ها کمک کرد و حالا به دست جناب عالی و به صورت ملی و دنیا پسندی، می خواهد این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمی خواهید کنار بروید، این نامه سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با همه بدی های خصوصی نسبت به خودم، از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه شماست، آگاه کردم که فردا جای هیچ گونه عذر موجهی نباشد».مجموعه ای از مکتوبات، سخنرانی ها و پیام های آیة الله کاشانی، ج 3، ص 431 (قسمتی از نامه آیة الله کاشانی به دکتر مصدق )مجله پرسمان مرداد 1385، شماره 47))
آمریکا و استمرار شرارت و دشمنی با ایران
تاریخ سیاسی ایران طی سال های حکومت محمدرضا پهلوی، دخالت ها و یاغی گری های دولت ایالت متحده را گواهی می دهد؛ چه آنجا که با تحمیل حق کاپیتولاسیون ـ حق مصونیت مستشاران امریکایی ـ یکی از خفت بارترین قوانین ظالمانه در ایران را رقم زد و چه آنجا که با حمایت مطلق از پادشاه مسحور در قدرت و مرکوز در تباهی ایران، پایه های استبداد محمدرضا شاهی را تشدید می کرد و چه آنکه با سرنگونی دولت قانونی ایران در پی طرح ریزی کودتای 28 مرداد، نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی را رقم زد.
اما با پیروزی انقلاب اسلامی، طومار یانکی ها نیز درهم پیچیده شد و سرآغاز استقلال ملت ایران با قطع شدن روابط با آمریکا رقم خورد. با این حال، دولت کینه توز آمریکا که با پیروزی انقلاب، خود را مغبون این نهضت الهی می دانست، از هر عملی بر ضد نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرد و با اعمال غیر انسانی ترین تحرکات علیه ایران، از قبیل کودتا، تحریک و تجهیز صدام بر ضد ایران، تحریم و به ویژه آدم کشی آشکار در جریان سرنگون ساختن هواپیمای مسافربری ایران در تاریخ 12 تیرماه 1367 و ده ها عمل ددمنشانة دیگر در پی خالی کردن عقده های روانی خود بود. اما موضع قاطع امام و پس از ایشان، رهبر معظم انقلاب در برابر زورگویی های دولتمردان ایالات متحده و نفی هرگونه رابطه با نماد استعمار و استکبار دوران از سوی آن دو بزرگوار، عملاً نقشه های آمریکایی را ناکام می نمود.