به مناسبت فرارسیدن سالروز جنایت جنگی آمریکا در حمله به هواپیمای مسافربری ایران

آخرین پرواز تا بهشت

در 12 تیرماه 1367، ناو آمریکایی وینسنس، یک فروند هواپیمای مسافربری ‏ایران را در خلیج فارس هدف قرار داد و همه 290 سرنشین آن را به شهادت رساند، این خبری بود که در زمان خودش با بهت فراوان از سوی رسانه‏ های جهان منتشر شد.

آخرین پرواز تا بهشت

هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‏‌بینی شده، قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با دویست و نود سرنشین (156 مرد، 53 زن، 57 کودک 2 تا 12ساله و 8 کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیت‌های یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی در ساعت حدود 10 صبح به مقصد دوبی پرواز کند. 
ساعت 9 صبح، تعدادی از قایق‌‏های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‏‌زنی ‏در جنوب قشم بودند، با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان دریادل اسلام بلافاصله به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌‏پردازند. در جریان این درگیری، چند فروند چرخبال آمریکایی برفراز قایق‏های‏ تندرو به پرواز درآمده و به سوی آن‏ها شلیک می‏‌کنند.     
دلاورمردان سپاه اسلام، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش چرخبال‌ها نیز پاسخ می‏ دهند و در این درگیری یک فروند چرخبال آمریکایی مورد هدف قرار گرفته و به قعر آب‏های نیلگون خلیج‏‌فارس سقوط می‏‌کند.                    
ساعت 10 صبح (بندرعباس)، هواپیمای جمهوری اسلامی ایران با پرواز 655 با تأخیر در ساعت 10:5 از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14 هزارپا تعیین شد.                      
در ساعت 10:17 دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‏گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راه‌های هوایی ایران و امارات تماس داشت.                                                                                                       
در خلیج فارس، ناوجنگی آمریکایی «وینسنس» که در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سان دیه گو» وارد خلیج‌‏فارس شده بود، به قصد یک ماجراجویی هوایی به آب‏های مرزی ایران نزدیک شد.                                                       
«ایچنرمارک» قلب این رزم‌‏ناو به شمار می‏رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدف‌های پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آن‏ها بود، هم‏چنین این رزم‏‌ناو به موشک‏های‏‌زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.                                                                                               
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت»، خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.                                             
دز ساعت 10:22دقیقه (خلیج‏‌فارس) ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد 2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شد و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آب‏های نیلگون خلیج‏‌فارس فرو رفت.
با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آن‏ها اظهار بی‏‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان، وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد.     
با شناسایی دقیق محل سقوط، چرخبال‌ها و شناورها به موقعیت 26 و 42 عرض شمالی و 56 درجه و 3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.                                                                                                               
بلافاصله پس از این جنایت هولناک، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار داده‌‏اند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریکایی‌ها سعی کردند تا به نحوی وانمود کنند که در این مورد مرتکب اشتباه شده‏‌اند، اما شواهد بعدی، این نظر آنان را کاملاً مردود جلوه داد.                                     
مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌‏کرده و رزم‏ناو آمریکایی نیز هفت‏‌بار اخطار رادیویی برای‏ هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!
این ادعا کاملا غیر قابل قبول بود، زیرا قطعات متلاشی شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‏های سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آب‏های ایران پراکنده شده بودند.                                            
این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌‏المللی بندرعباس دوبی (آمبر56) قرار دارد و نشان می‏‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‏‌بینی شده در حال پرواز بوده است. همانطور که چهار سال بعد روزنامه «نیویورک تایمز»، در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود، گفت که ناو وینسنس در آب‏های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‏های بین‏‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته است.                                                       
ضمن آنکه هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای اف 14 متفاوت است. در همین حال با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی‏ می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای ‏مسافربری پی ‏ببرد.                                                      
اساسا در همان زمان و بعدها دلایل روشن بسیاری بر دروغ گویی مقامات آمریکایی ارایه شد، چنانچه هنگامی که در شهریور 62 یک هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی کره‏‌جنوبی (ک.ال.ال) در حالی ‏که با 269 مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده بود و حدود 500 کیلومتر مسافت را با زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی کرده بود، به دلیل بی‏‌توجهی به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور توسط سیستم دفاع موشکی‏ شوروی سرنگون شد. در این ماجرا «ریگان» ابراز عقیده کرد که هیچ مطلبی نمی‏تواند توجیه‏‌کننده سرنگون ساختن یک هواپیمای غیرمسلح باشد.               
وی اعلام کرد: شوروی (سابق) با حمله به یک هواپیمای مسافربری، دست به یک عمل تروریستی زده است و یکی از اعضای کمیته امور خارجه مجلس آمریکا، دولت این کشور را به مقابله به مثل ترغیب کرد.                                
در هر حال آمریکایی‏‌ها به ‏صورت جسارت‏ آمیزی دلایل این جنایت خود را بیان و تأکید کردند که هدف آمریکا از ساقط کردن هواپیمای ایرباس ایران، وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش صلح و پایان جنگ تحمیلی بود، چنان‏ که رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا در این زمینه اظهار کرد: «این فاجعه (سقوط هواپیمای مسافربری ایران از سوی آمریکا) ضرورت دست‏یابی به برقراری صلح را با حداکثر شتاب، دو چندان ساخته است» به عبارتی هدف آمریکا رهاندن گریبان صدام جنایتکار از دستان پرقدرت رزمندگان اسلام بود.                                                                                             
رفتار مزورانه آمریکا در این میان نیز قابل مطالعه است. از یک سو،رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، در اعلامیه‏‌ای، با اظهار تأسف از این رویداد تلخ، به سرنگون شدن هواپیمای مسافربری ایران اعتراف کرد، ولی اقدام ناو آمریکایی را عمل دفاعی به جا دانست و مدعی شد هواپیمای ایرباس ایرانی در حال کاهش ارتفاع و شیرجه رفتن به سوی ناو آمریکایی بوده است.     
از سوی دیگر، به فرمانده ناو وینسنس که موجب سقوط هواپیمای مسافربری ایران شده بود نشان افتخار داد و بر جنایت او مهر تأیید زد. این تناقض آشکار از عوام فریبی ریاکارانه دولت آمریکا و نیات شوم سردمداران این کشور خبر می‌‏داد

خبر شلیک موشک ناو آمریکایی به سرعت در دنیا می پیچد؛

بعدها مشخص شد که هواپیمای ایرانی هیچ گاه کاهش ارتفاع نداشته است، محسن رضاییان هیچ وقت صدای اخطار ناو وینسنس را نشنیده است، خدمه کشتی در تبدیل ساعت پرواز ۶۵۵ به وقت محلی دچار اشتباه شده بودند، راجرز باید از روش های دیگری جهت شناسایی هواپیما استفاده می کرد، هواپیما فقط ۱۰ هزار پا ارتفاع داشت و از روی عرشه کشتی و با دوربین های پیشرفته ناو می شد مسافربری بودن آن را تشخیص داد، ناو وینسنس چهار کیلومتر وارد آب های خلیج فارس شده بود و این نقض حریم دریایی ایران بود و همچنین، این ناو ابتدا باید با شلیک گلوله به هواپیما اخطار می داد و بعد، اقدام به حمله موشکی می کرد.

تا آخرین لحظات، دست سروان “اسکات” بر روی کلید hold fire بود تا اگر خدمه پرواز ۶۵۵ جوابی به اخطارها دادند، موشک ها را در آسمان منهدم کند ولی افسوس که کاپیتان راجرز انتظار بی جایی داشت که کاپیتان رضاییان بخواهد پاسخی به وی بدهد. چرا که در فرکانس نظامی در حال ارسال اخطار بودند و کاپیتان رضاییان هرگز نمی توانست آنها را بشنود و حتی اگر راجرز در فرکانس غیرنظامی هم به ایرباس ایران اخطار داده بود، به دلیل اینکه جنگنده اف۱۴ را مخاطب قرار میداد،کاپیتان رضاییان نمی توانست متوجه این اخطارها و نسبت دادنش به ایرباس هما شود.

به نظر می رسد کاپیتان راجرز کم کاری کرده است، در واقع فشار و استرس فراوان ناشی از حمله به ناو و افرادش، موجب شد راه های دیگری را که می تونست غیر نظامی بودن هواپیما را نشان دهد، امتحان نکند؛ این هیچ فرقی با جنایت ندارد. زنجیره ای از اشتباهات و کم کاری ها و نیز فشار عصبی بر کاپیتان راجرز، این سانحه را رقم زد که در قبال آن، حداقل باید یک عذر خواهی باید از خانواده این مسافران می شد.

در مورد اینکه آیا هواپیمای مسافربری برای یک ناو جنگی، تهدید حساب می شود باید گفت وقتی تهدید وجود دارد که هواپیما از مسیر پروازی خودش خارج شده باشد. طبق قوانین بین المللی، هواپیمای مسافربری که در مسیر خودش در حال حرکت است هیچ تهدیدی محسوب نمی شود، مگر اینکه هواپیماربایی صورت گرفته باشد. در حقیقت این ناو آمریکایی بود که در مسیر هواپیمای مسافربری قرار گرفت و حتی مرز آبی ایران را نیز نقض کرده بود. حتی اگر هواپیما از مسیر خودش منحرف شده بود، ناو وینسنس باید از غیر نظامی بودن یا نبودن هواپیما، مطمئن می شد.

آن  روز چه گذشت؟                                                                                                                         
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس ۳۰۰ به منطقه کنترل هوایی امارات, در محلی به نام «مولبیت‌», خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به ۱۴ هزارپایی صعود کند.

ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه (خلیج فارس)؛ در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد ۲ به سوی پرواز ۶۵۵ شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در آبهای خلیج‌فارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز ۶۵۵ شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط, چرخبالها و شناورها به موقعیت ۲۶و۴۲ عرض شمالی و۵۶ درجه و۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

بلافاصله پس از این واقعه, مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف ۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما, آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند, اما شواهد بعدی, این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانى علاوه بر علائمى که مبنى بر غیرنظامى بودن خود مى‌فرستاده با سرعتى کم در حال اوج گرفتن بود و حتى اگر در چنین شرایطى نیز آن را به عنوان یک جت اف ۱۴ شناسایى مى‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیماى اف ۱۴ می‌توانست تهدید سطحى را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگرى کند. اپراتور‌هاى رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیماى مزبور را به عنوان یک هواپیماى بازرگانى شناسایى کردند. جت‌هاى جنگنده اف ۱۴ مستقر بر روى ناو فورستال مى‌توانستند در صورتى که کاپیتان راجرز درخواست مى‌کرد، با شناسایى چشمى هواپیماى ایرانى از فاصله نزدیک از غیرنظامى بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولى زمان براى این کار هم سپرى شد.

 

 

 

پیام امام خمینی (ره):

«مردم شریف ایران باید توجه کنند که امروز، روز مبارزه و جنگیدن با تمام شیاطینی است که حقوق حقه تمامی پابرهنگان جهان را صرف عیش و نوش و تهیه سلاح‌هایی می‌نمایند که برای همیشه، حاکم دنیای گرسنگان باشند. جنگ امروز ما جنگ با عراق و اسرائیل نیست. جنگ ما جنگ با عربستان و شیوخ خلیج‌فارس نیست. جنگ ما جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست. جنگ ما جنگ با ابرقدرت‌های شرق و غرب نیست.

 جنگ ما جنگ مکتب ماست علیه تمامی جور و جور. جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری‌های دنیای سرمایه‌داری و کمونیزم. جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانی های مرفهین و حاکمان بی‌درد کشورهای اسلامی است. این جنگ سلاح نمی‌شناسد. این جنگ محصور در مرز و بوم نیست. این جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمی‌داند. این جنگ جنگ اعتقاد است. جنگ ارزش‌های اعتقادی-انقلابی علیه دنیای کثیف زور و پول خوشگذرانی است. جنگ ما جنگ قداست، عزت و شرافت و استقامت علیه نامردمی‌ها است. رزمندگان ما در دنیای پاک اعتقاد و در جهان ایمان تنفس می‌کنند و مسلمین جهان هم که می‌دانند جنگ بین استکبار و اسلام است، جهانخواران را آرام نخواهند گذاشت و ضربه‌های خود را بر همه کاخ نشینان وارد می‌کنند ...

 باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابیمان در جبهه‌ها از بین برود. برای برپایی احکام اسلام عزیز، دست اتحاد به یکدیگر داده، محکم و استوار تا پیروزی اسلام حرکت کنیم. مسئولان نظام باید تمامی هم خود را در خدمت جنگ صرف کنند. این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم. باید همه برای جنگی تمام عیار علیه آمریکا و اذنابش به سوی جبهه‌ها رو کنیم. امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم است. اینجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه‌های نبرد تقدیم می‌نمایم. انفجار هواپیمای مسافربری زنگ خطری است برای تمامی مسافرت‌های هوایی. باید با تمام وجود تلاش کنیم تا چنین صحنه‌های دردناکی پیش نیاید» (صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 21، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 12).

 

 

ادعاهای رسمی دولت امریکا مبنی بر غیرعمدی بودن ماجرا و دلایل رد آنها:

۱ـ قطعات متلاشی شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام, درست در داخل آب‌های ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر۵۶) قرار دارد و نشان می‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی شده درحال پرواز بوده است و همانطورکه چهارسال بعد روزنامه «نیویورک تایمز», در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود, گفت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته است. همچنین دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفتگو با شبکه «بی بی سی» تأکید کرد, ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپها و موشک‌های دوربرد به کمانه آبهای ایران آمده بود. این نشان دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود.

۲ـ هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم, شکل, اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای F-14 متفاوت است.

۳ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری, ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.

۴ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کرده‌اند که سه اخطار روی باند نظامی فرستاده‌اند ولی پاسخی دریافت نکرده‌اند. مسلماً اخطار نظامی ارسال شده به گوش خلبان ۶۵۵ نرسیده است, ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیر‌نظامی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند, این ادعایی واهی می‌نماید. مقامات آمریکایی (که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره‌جنوبی در سال ۱۳۶۲ را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بین‌الملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند.) پس از ارتکاب حمله به هواپیمای مسافربری ایران، سعی کردند با طرح ادعاهایی, فاجعه را کوچک و کشتار ۲۹۰ انسان را (که در نوع خود در تاریخ هواپیمایی غیرنظامی بی‌سابقه است), امری عادی جلوه دهند.

 

 

 

نظرات مخالف بعضی کارشناسان نظامی آمریکا                                                                                
کاپیتان دیوید کارلسون فرمانده ناو سایدز در این مورد نظر دیگرى دارد. به اعتقاد او هیچ راهى وجود نداشته که خلبان ایرباس ایرانى بداند که بر روى ناحیه‌اى پرواز مى‌کند که فرمانده یک ناو آمریکایى تصمیم مى‌گیرد با چند قایق کوچک تندرو وارد زورآزمایى شود. کارلسون اضافه مى‌کند: «من اعتقاد دارم که چنانچه وینسنس با قایق‌هاى تندرو درگیر نمى‌شد، در شرایطى قرار نمى‌گرفت که علائم رسیده از یک هواپیماى مسافربرى را به عنوان یک جت جنگنده تلقى کند و ما امروز درباره این حادثه سخن نمى‌گفتیم‌‌‌‌‌.» دریادار بازنشسته یوچین لاروک از مرکز اطلاعات دفاعى نیز با اظهار نظرى مشابه مى‌گوید: «ناو وینسنس اصولاً نمى‌بایست براى عملیات به خلیج فارس اعزام مى‌شد.

ما در حال جنگ با ایران نبودیم و هیچ اعلان جنگى میان دو کشور وجود نداشت. هواپیماى ایرانى در یک محدوده هوافضاى بین‌المللى بر فراز آب‌هاى بین‌المللى بود و آمریکا حق نداشت آن را براى هر هواپیماى مشکوک یا غیر‌مشکوک منطقه جنگى اعلام کند، زیرا رسماً با ایران در حال جنگ نبود. دلیلى هم وجود نداشت که ایرباس ایرانى به پیام‌هاى هشدار ما پاسخ دهد.» دریادار بازنشسته، یوجین کارول پیرامون عواملى که موجب تصمیم‌گیرى اشتباه و سرنگون‌سازى ایرباس ایرانى شد، معتقد است که حادثه هدف قرار گرفتن ناو یواس‌اس استارک به وسیله یک جت جنگنده عراقى چند ماه پیش از آن، و عدم اتخاذ تدابیر دفاعى کافى و به موقع از سوى خدمه استارک به تصور آنکه خلبان عراقى آنها را هدف قرار نخواهد داد، نوعى فشار عصبى را براى خدمه وینسنس به وجود آورده بود. ذهنیت ناخداى کشتى این بوده که با تهدیدى روبه‌رو است و قبل از دیر شدن مى‌بایست درباره اقدامى مقتضى تصمیم گیرد. کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع وقت ایالات متحده نیز با ابراز نظرى مشابه مى‌گوید: «کمبود وقت از لحظه اى که هواپیما به عنوان هدفى تهدید کننده شناسایى شد تا زمانى که خدمه باید تصمیم به شلیک یا عدم شلیک به آن را مى گرفتند، موجب شتابزدگى در اخذ تصمیم شد.» دریادار کارول در ادامه سخنان خود تاکید مى کند که کاپیتان راجرز هرگز ایرباس ایرانى را ندیده بود، او تنها علائم الکترونیکى و اطلاعات نقل قول شده به وسیله خدمه اش را براى تصمیم گیرى نهایى در اختیار داشت که روشن است اطلاعاتى اشتباه و نادرست بود. در مقابل کاپیتان کارلسون، ضمن آنکه تائید مى کند، راجرز بر پایه اطلاعاتى که در اختیارش گذاشته شده بود تصمیم به سرنگون سازى ایرباس ایرانى گرفت، این سئوال را مطرح مى کند که چرا اطلاعات مذکور اینچنین و تا این حد اشتباه بوده است.

جان مک کین، سناتور جمهورى خواه از ایالت آریزونا و خلبان سابق نیروى دریایى و اسیر جنگى سابق در ویتنام که عضو کمیسیون تحقیق پیرامون حادثه سرنگون سازى ایرباس ایرانى نیز بود، عقیده دارد: «ترکیب تکنولوژى پیشرفته و خطاى انسانى تصمیم گیرندگان کم تجربه، خطرناکترین سناریو ممکن را به وجود مى آورد. زیرا بدون در اختیار داشتن توانایى «سیستم اجیس» که ناو وینسنس داراى آن بود، مسلماً با عواقبى که دچار آن شد، مواجه نمى شد.» کاپیتان کارلسون با تائید این نظر تاکید مى کند، وقتى که به اندازه کافى روى کیفیت آموزش و تمرین شرایط خاص، نظیر آنچه در ۳ جولاى ۱۹۸۸ رخ داد، تاکید نداشته باشیم و آدم هاى آموزش ندیده را مسئول کار با سیستم هاى بسیار پیچیده و مرگبار سازیم، شرایط بسیار خطرناکى پدید مى آید. دیوید ایونز، مفسر نظامى شیکاگو تریبیون نیز معتقد است که سیستم شناسایى و هدایت آتش ناو وینسنس، در آن روز سوم جولاى، روى کنترل خودکار نبود و خطاى انسانى و قضاوت نادرست موجب سرنگونى ایرباس ایرانى شده و چنانچه کنترل در حالت اتوماتیک بود، دلیلى براى اشتباه در شناسایى هواپیما وجود نداشت و این فاجعه انسانى رخ نمى داد. به عقیده ایونز، برگزارى یک دادگاه نظامى براى ناخدا راجرز و عملکرد او در حادثه سرنگون کردن یک جت مسافربرى با ۲۹۰ سرنشین بى گناه امرى عادلانه محسوب مى شد، ولى ایالات متحده در مقابل دیدگان ایرانیان، در پایان خدمت راجرز به وى مدال اعطا کرد و هیچکدام از خدمه وینسنس تحت پیگرد قانونى قرار نگرفتند.

 

شرایط منطقه پیش از هدف گیری ایرباس

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و تغییر آرایش سیاسی کشورمان در سطح منطقه راهبردی خاورمیانه، قدرت‌های جهانی احساس خطر کرده و به بهانه‌های مختلف اقدام به دخالت در این مسیر کردند.

رخدادهای متفاوت از جمله تسخیر سفارت آمریکا در تهران و متعاقب آن قطع روابط با این کشور، برخی زد و خوردهای سیاسی با شوروی و اعلام سیاست‌های ایران مبنی بر دفاع از مظلومان در سرتاسر جهان، عاقبت منجر به آغاز 8 سال جنگ تحمیلی شد که در حقیقت هدف آن ایجاد مانع در مسیر کشورمان و همچنین جلوگیری از اشاعه دیدگاه‌های انقلابی به سایر ملل منطقه خاورمیانه بود.

از سوی دیگر، خلیج فارس به عنوان یکی از مهمترین شاهراه‌های اقتصادی و نفتی جهان نیز با آرایش نظامی جدیدی رو به رو بود و کشورهای استکباری شرق و غرب با هدف ظاهری محافظت از منافع کشورهای دوست خود، اما در حقیقت دخالت در سطح منطقه و افزایش آتش افروزی، معادلات جدیدی را پدید آوردند که نتیجه آن به وقوع پیوستن اتفاقات غم انگیزی بود.

اگر بخواهیم کمی عمیق‌تر به موضوع نگاه کنیم، با گذشت نیمی از جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق که خود را در پاسخ گویی نظامی مناسب به کشورمان که در سخت‌ترین تحریم‌های تسلیحاتی و اقتصادی قرار داشت، ناتوان می‌دید، عرصه درگیری را در منطقه خلیج فارس گسترده کرد و علاوه بر ناوگان تجاری – نفتی ایران، کشورهای حامل کالا به مقصد بنادر ایران یا حامل نفت را نیز مورد هدف قرار داد.

با گسترده شدن آتش جنگ، متقابلا از سوی کشورمان نیز عملیات مقابله به مثل صورت پذیرفت تا جایی که در سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس شورای اسلامی بیان می‌شود که اگر «خلیج فارس برای ما ناامن باشد برای همه ناامن خواهد شد».

لذا با بالا گرفتن آتش درگیری‌ها، برخی از کشورهای منطقه همانند کویت از قدرتهای بزرگ جهانی برای محافظت از ناوگان خود کمک می‌خواهند. ایالات متحده و شوروی نیز که منتظر بهانه‌ای برای افزایش حضور خود در راهبردی‌ترین شاهراه انرژی جهان بودند، شرایط را بررسی کرده و از این بین آمریکا به این درخواست پاسخ مثبت داده و ناوگانی بزرگ را روانه منطقه خلیج  فارس می‌کند.

در پی آن، برخی دیگر از کشورهای غربی همانند فرانسه نیز وارد این آبراه شده و جو منطقه به اوج تشنج خود نزدیک می‌شود، در این بین تقابل‌های نظامی بین ایران و ایالات متحده به واسطه این دخالت آشکار به وقوع می‌پیوندد که بیان آن از حوصله مطلب خارج است اما باید ذکر کرد که تمامی این موارد و فشارها تنها به این دلیل بود تا کشورمان را از رسیدن به یک پیروزی قاطع و در هم شکستن رژیم بعثی عراق باز دارند و نکته قابل تامل آن است که علیرغم تمام فشارهای سیاسی‌، تحریم‌های اقتصادی و نظامی و همچنین کمک‌های واضح و مشخص به دشمن بعثی، بازهم نتیجه، طبق خواست آنها نبود تا آنجا که نهایتا منجر به فاجعه 12 تیر 1367 گردید و به همین دلیل مقامات کشورمان ادامه جنگ را دیگر به صلاح ندانستند.

 

چگونه چنین حادثه مهلکی رخ داد؟

کارشناسان نظامی و هوانوردی هریک نظرات متفاوتی دارند و برخی از آنان از فشار بالای روانی بر روی افسران ناو آمریکایی سخن می‌گویند که منجر به این اتفاق غم انگیز شده است غافل از آنکه طبق گفته همکاران ویلیام راجرز، وی یک فرد به شدت ماجراجو و به نوعی دنبال دردسر بوده است و در حین اتفاق نیز در آب‌های سرزمینی ایران قرار داشته است که خود یک تجاوز محسوب شده و طبیعتا واکنش ایران را نیز می طلبیده است لذا حضور قایق‌های سپاه امری طبیعی قلمداد می‌شود پس این اتفاق صرفا یک اشتباه ساده نیست و می‌تواند یک واکنش عمدی قلمداد گردد.

از طرف دیگر سیستم‌های پیشرفته ناوشکن با حضور چند هدف دریایی ساده و یک هدف پروازی غیرنظامی قطعا دچار اختلال نمی‌شد و اگر کاربران رادار ناو نیز اشتباه می کردند، این سامانه‌ها بر اساس کدهای مشخص آن را گوشزد می‌کنند.

 بحث دیگر در خصوص نوع هواپیما است. بلافاصله پس از هدف گیری، خدمه ناو اعلام می‌کنند که هدف را یک فروند جنگنده F-14 تامکت نه یک هواپیمای مسافربری برداشت کرده اند اما این نیز ادعایی به شدت مضحک و خنده دار است چرا که اولا سامانه‌های پیشرفته این ناو و سایر ناوهای دیگر در منطقه خلیج فارس به خوبی توانایی شناسایی و رهگیری اهداف نظامی و غیر نظامی و تمیز دادن هریک از هم را داشته، دوما با فرض F-14 بودن هدف، جنگنده برای حمله به ناو می‌بایست به سمت آن شیرجه می‌رفت نه اینکه ارتفاع خود را افزایش می‌داد.

نهایتا با قبول تمام ادعاهای بی اساس آمریکایی‌ها، یک جنگنده F-14 اگر عمل مهاجم قلمداد شود، چگونه می‌خواهد به ناو پیشرفته آمریکایی آسیب وارد کند؟

هرکسی در دنیا نداند قطعا سازندگان آمریکایی این هواپیمای پیشرفته بخوبی مطلعند که تامکت‌های ایرانی نه تنها توان درگیری هوا به سطح را نداشتند، بلکه سیگنال های آنها واضح بوده و تنها برای عملیات‌های هوا به هوا استفاده می‌شدند مگر آنکه ایرانی‌ها به آن حد از اشتباه می‌رسیدند که چنین سلاح پیشرفته‌ای را به صورت انتحاری در ناو آمریکایی بکوبند!

همین اظهارنظرهای متناقض، عدم عذرخواهی آمریکایی‌ها، ایجاد اختلال در عملیات جستجو و نجات و نهایتا عدم همکاری در بازیابی جعبه سیاه منجر به شکایت رسمی کشورمان از ایالات متحده در دیوان بین المللی لاهه، سازمان بین المللی هوانوردی (ایکائو) و شورای امنیت می‌شود.

در تاریخ 25 تیر ماه 1367 شورای امنیت به درخواست ایران تشکیل جلسه می‌دهد که از سوی کشورمان علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت و از سوی ایالات متحده جرج دبلیو بوش (پدر) معاون وقت رییس جمهور حضور دارد اما نتیجه جلسه تنها به ابراز تاسف عمیق، اعلام همدردی با قربانیان، تشکیل گروه تفحص با نظر شورای امنیت و لزوم اجرای فوری قطعنامه 598 جهت پایان جنگ از سوی ایران ختم می‌شود که نهایتا منجر به صدور قطعنامه 616 در این خصوص شد.

ناگفته نماند که همین جرج بوش پدر نیز بعدها گفت که فارغ از اینکه حقیقت ماجرا چه بوده، هرگز از طرف آمریکا عذرخواهی نخواهم کرد.

گروه حقیقت‌یاب سازمان بین‌المللی هوانوردی ایکائو نیز با تشکیل جلسه فوری و با حضور نمایندگان ایران و آمریکا اقدام به بررسی موضوع می‌کند که آن هم به نتیجه مشخصی نمی‌انجامد و تنها شرایط رخ داده در آن زمان در گزارش نهایی اعلام شده و آمریکا نیز این اشتباه را نمی‌پذیرد و از هرگونه عذرخواهی سرباز می‌زند.

نهایتا دولت ایالات متحده مبلغ 40 میلیون دلار را به عنوان غرامت حادثه به مسافران و 55 میلیون دلار را به عنوان غرامت هواپیمای مسافربری به صورت بلاعوض پرداخت کرد.

برای هر یک از مسافران تنها مبلغ 200 هزار دلار در نظر گرفته شده بود که نسبت به این رخداد شنیع، کاملا بی ارزش است.

رسانه‌های آزاد جهان، سریعا اقدام به انعکاس این حادثه کردند و ضمن مقایسه با سانحه هدف‌گیری هواپیمای بوئینگ 747 کره توسط جنگنده های شوروی نوشتند که در این سانحه (انهدام هوپایمای ایرانی) این اتفاق را به سادگی به اشتباه و خطای انسانی ربط می‌دهند در حالی که در خصوص سانحه مشابه، آن را کاملا عمدی اعلام می کنند اما ناگفته پیداست که هر دو این موارد با علم و آگاهی صورت گرفته و ایالات متحده نسبت به رخداد مورد نظر باید مسئولیت‌پذیر بوده و عذرخواهی نماید.

همچنین علاوه بر سازمان‌های مرتبط و رسانه‌ها، افراد مستقل نیز در این خصوص نظرات متفاوتی دارند که عموما بر اشتباه محرز شخص فرمانده ناو آمریکایی صحه می‌گذارد و اینکه با ارسال سیگنال‌های مشخص غیرنظامی و سامانه‌های راداری پیشرفته موجود، ایرباس ایرانی قربانی حماقت ویلیام راجرز شده است و اگر بر اساس دستورالعمل‌های مشخص عمل می‌شد و با علم به آنکه ایرباس در مسیر دقیق خود در حال پرواز بود هیچ گاه این اتفاق رخ نمی‌داد.

دولت ایالات متحده نه تنها بابت این حادثه غم انگیز عذرخواهی نکرد بلکه 2 سال بعد در مراسمی به ویلیام راجرز، فرمانده ناو آمریکایی نشان لژیون (لیاقت) اهدا و از اقدامات تمامی کارکنان آن نیز قدردانی کرد!

در این بین گزارش وزارت دفاع آمریکا در خصوص این سانحه همچنان محرمانه باقی مانده است ولی آنچه از این موضوع به بیرون درز کرده است محرز بودن تجاوز ناو آمریکایی به آب های سرزمینی ایران و هدف قرار دادن ایرباس در آن منطقه می‌باشد که خود، مصداق یک درگیری تمام عیار است حال آنکه ایران و آمریکا در آن زمان درگیری‌های دریایی را تجربه کرده اما رسما با یکدیگر در حال جنگ نبودند.

گزارش سازمان هواپیمایی کشورمان نیز بر این موضوع دلالت دارد که آمریکایی ها مسئول مستقیم این رخداد بوده‌اند و نمی‌توان آن را تنها یک اشتباه ساده در نظر گرفت، لذا در حال حاضر جای پیگیری‌های بیشتری در این خصوص وجود دارد تا حق واقعی ملت ایران در مورد این سانحه و عذرخواهی رسمی دولتمردان آمریکایی عاقبت به نتیجه برسد.

 

مبانی حقوقی مسئولیت بین المللی دولت ایالات متحده آمریکا

مسئولیت بین المللی دولت ایالات متحده آمریکا علاوه بر کنوانسیون های بین المللی مزبور، ازحیث مسئولیت بین المللی این دولت طبق مواد مندرج در کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد، مربوط به مسئولیت بین المللی دولت قابل بررسی و احرازاست.

مبانی و اصول ناشی از مسئولیت بین المللی دولت آمریکا برابر این مواد عبارتند از؛

الف - وفق ماده 1 آن؛ "هرفعل متخلفانه بین المللی دولت موجب مسئولیت بین المللی آن دولت می گردد."براین اساس، نقض حقوق بین الملل توسط یک دولت موجب مسئولیت بین المللی آن دولت خواهد بود. به باور قاضی هوبر، دیوان داوری تاکید کرد که نقض هرگونه تعهد، فارغ از منشاء تعهد، مسئولیت دولت را در پی دارد.

ب - برابر ماده 2 آن کمیسون؛ "فعل متخلفانه بین المللی دولت هنگامی محقق می شود که رفتاری، اعم از فعل یا ترک فعل، به موجب حقوق بین الملل قابل انتساب به آن دولت باشد و به عنوان نقض تعهد بین المللی آن دولت تلقی شود." براین مبنا، برای آنکه آن فعل موجب مسئولیت شود، باید متضمن نقض تعهد بین المللی لازم الاجرا برای آن دولت در زمان ارتکاب فعل بوده و رفتار متخلفانه مزبور به آن دولت قابل انتساب باشد و به منزله نقض تعهد بین المللی آن محسوب شود.

ج- طبق ماده 3 کمیسیون یاد شده؛ "توصیف فعل دولت به عنوان فعل متخلفانه بین المللی تابع حقوق بین الملل است." براین اساس، فعل دولت درصورتی که نقض تعهد بین المللی باشد باید فعل متخلفانه بین المللی طبق حقوق بین الملل توصیف شود.

د- علاوه براین، برابر ماده 4 آن؛ "رفتار هرارگان دولتی به موجب حقوق بین الملل فعل آن دولت تلقی می شود." این به معنای نخستین اصل انتساب مسئولیت به دولت در حقوق بین الملل بوده و بدین معناست که رفتار ارگان دولتی یاد شده(ناو مزبور) به دولت قابل انتساب است. این قاعده به مانند قواعد مقرر در مواد دو و سه مزبور ماهیتی عرفی از حیث بین المللی داشته و نظر دیوان بین المللی دادگستری در قضیه اختلاف راجع به مصونیت گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بشر مفید این معناست.

هـ - به موجب ماده 12 کمیسیون مزبور؛ "هنگامی نقض تعهد بین المللی دولت محقق می شود که فعل دولت منطبق با آنچه تعهد مقرر می کند نباشد، فارغ از اینکه منشاء یا ماهیت تعهد چیست؟" محاکم و دیوان های بین المللی، مسئولیت دولت را ناشی از ازهرگونه نقض تعهدی دانسته اند که به موجب یک استاندارد حقوقی بین المللی برای او لازم الاجرا باشد. نقض تعهد بین المللی توسط دولت، فعل متخلفانه بین المللی محسوب می شود، فارغ از آنکه موضوع یا محتوی تعهد نقض شده چه باشد و فارغ از اینکه، رفتار مغایر با تعهد آن دولت را چه نامید؟

علاوه براین، در سانحه هوایی انهدام هواپیمای مسافربری ایرانی، نقض تعهد بین المللی دولت ایالات متحده از طریق نقض ماده 3 مکرر کنوانسیون شیکاگو و نیز عرف مُسلم بین المللی قابل احراز است.                                     
دولتین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به ترتیب درتاریخ های 9 آگوست 1946 و 19 آوریل 1950 به کنوانسیون هواپیمایی کشوری بین المللی پیوسته و تعهدات مندرج در آن، ازجمله ماده 3 مکرر در موردشان لازم الرعایه می باشد.

ایالات متحده آمریکا با نقض تعهد مندرج در ماده فوق نیز مرتکب تخلف بین المللی شده و با احراز عناصر دیگر مسئولیت، مسئول حادثه واقع شده می باشد، زیرا؛

الف- با توجه به گزارشات گروه تحقیق ایکائو، هواپیمای مسافربری درحال انهدام، در قلمرو حاکمیت ایران قرارد اشته و عمل ایالات متحده درواقع، تجاوز به حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران محسوب و نقض فاحش تعهدات بین المللی مندرج در منشور ملل متحد، درخصوص احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها، می باشد.

ب- حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران، توسط ناو جنگی وینسنس، متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا صورت گرفته و با توجه به اینکه نیروی دریایی و ناو مورد نظر، ارگان دولتی(اجرایی) ایالات متحده محسوب می شوند، مستندا "به مواد 2، 3 و 4 کمیسیون، عمل انجام شده منتسب به دولت ایالات متحده آمریکا می باشد.

ج- بنا به اسناد و گزارشات منتشره، ناو جنگی مزبور درحریم آب های ساحلی و دریایی ایران بوده و این نکته نیز نشان از نقض حاکمیت دریایی و قانونی ایران بر آب های مزبور درحمله به هواپیمای غیر نظامی ایرانی در قلمروی هوائی کشور داشته و مویّد مسئولیت بین المللی دولت آمریکا در انجام فعل متخلفانۀ مستوجب مسئولیت بین المللی آن کشور می باشد.

با توجه به پرواز هواپیمای شماره پرواز 655 ایران بر فراز آب های سرزمینی ایران و قرار داشتن در قلمروی حاکمیت ایران- این موضوع نمی توانسته خطری به تمامیت ارضی یا امنیت کشوری دیگر تلقی شود. بعلاوه، ناو جنگی وینسنس در زمان حمله به هواپیمای مزبور نیز در آب های سرزمینی ایران قرار داشته است! این مسئله 4 سال بعد از آن ماجرا، توسط نیویورک تایمز فاش شد که ناو وینسنس در آب های سرزمینی ایران بوده، نه در آب های بین المللی. با فرض پذیرش ادعای دولت آمریکا نظر به حضور مسئولیت زای ناو آمریکایی در حریم آب های دولت ایران، نزدیک شدن یک هواپیما به آن نمی تواند مصداق نقض تمامیت ارضی کشور صاحب پرچم ناو یا تهدید علیه آن و موجهۀ دفاع مشروع باشد.

د- ادعای دولت آمریکا، مبنی بر دفاع مشروع نسبت به هواپیمای مزبور برای فرار از مسئولیت بین المللی خود نیز فاقد هرگونه وجاهت حقوقی و بین المللی است. هواپیمای سرنگون شده، نه به عنوان یک هواپیمای نظامی یا جنگندۀ موجدِ مخاطرات مورد ادعای دولت آمریکا، بلکه یک هواپیمای صرفاً، مسافربری با استانداردهای پروازی شناخته شده در نظام پروازی داخلی و بین المللی بوده و توجیه کننده ادعای بلاوجه کشور آمریکا نخواهد بود.

برنامه پرواز ایرباس همچون دیگر پروازهای هواپیماهای کشوری در اختیار کشتی های حاضر در خلیج فارس قرار داده شده بود. این در حالی است که دفاع مشروع فقط در برابر نیروی نظامی دشمن قابل تصور است، در حالی که امریکا از غیرنظامی بودن این هواپیما مطلع بوده است، چنانچه وزارت دفاع آمریکا در پاراگراف چهارم از صفحه E-8 گزارش خود اظهار میدارد: "پرواز 655 ایران ایر از بندرعباس شروع شد و به پرواز خود در مسیری عادی ادامه داد تا اینکه هفت دقیقه پس از پرواز توسط یک موشک پرتاب شده از سوی ناو وینسس مورد اصابت قرار گرفت."

رئیس جمهور امریکا(ریگان) قبلاً خود در برابر واقعه ای مشابه به همین در سال 1984(1363) که موجب سرنگونی یک هواپیمای کره جنوبی شد اظهار نمود که هیچ چیزی نمیتواند توجیهکننده سرنگونی یک هواپیمای غیرمسلح باشد. این موضع که بیانگر نگرش ایالات متحد امریکا نسبت به هواپیماهای غیرنظامی است در چارچوب اصل استاپل(منع انکار پس از اقرار)  نیز در این قضیه علیه امریکا قابل طرح است.

بنابراین، ادعاهای امریکا، مبنی بر «دفاع مشروع» نمی تواند در این مورد مصداق داشته باشد و در خصوص «اشتباه»، حتی در صورت اثبات نمی تواند رافع مسئولیت بین المللی امریکا باشد.

ذ- اقدام ناو جنگی دولت ایالات متحده آمریکا در حمله به هواپیمای مسافربری ایران، به لحاظ نقض اصول مندرج در کنوانسیون شیکاگو(آزادی پرواز هواپیماهای غیر نظامی) - اصول مقرر درکنوانسیون حقوق دریاها(عبور بی ضرر) و اصول مطروحه در کنوانسیون لاهه(اصل بی طرفی) و نیز تعهدات بین المللی آن کشور و مسئولیت بین المللی ناشی از کمیسیون مسئولیت بین المللی دولت، با توجه به انتساب عمل متخلفانه بین المللی مزبور به آن دولت و نقض تعهدات بین المللی آن کشور مستوجب مسئولیت محتوم بین المللی آن کشور و لزوم پذیرش مسئولیت بین المللی خویش و جبران خسارات وارده به دولت و مردم ایران خواهد بود. موضوعی که متاسفانه در پشت درهای بسته دیپلماسی و مصلحت گرائی های سیاسی پنهانی آن زمان، به جای تعقیب جدی حقوقی و بین المللی آن در دیوان بین المللی دادگستری، با مصالحه و پذیرش وجوهی بلاوجه و تاسف بار و در واقع، ممانعت عملی از محکومیت بین المللی دولت ایالات متحده آمریکا در دیوان مزبور به آرشیو تاریخ و دیوان مزبورسپرده شده و پرونده مربوطه نیز مختومه گردید!!

 

 

 

 

 

حقوق بشر دروغین آمریکا

در شهریور 62 یک هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی کره‌جنوبی (ک.ال.ال) در حالی‌ که با 269 مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده بود و حدود 500 کیلومتر مسافت را زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی کرده بود، به علت بی‌توجهی به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور؛ با شلیک سیستم دفاع موشکی شوروی سرنگون شد.

دولت آمریکا پس از این حادثه دلخراش، نه تنها مسئولیت آن را به عهده نگرفت، بلکه هیچکدام از خدمه ناو وینسنس را تحت پیگرد قرار نداد و حتی به ویل راجرز، فرمانده این ناو جنگی در پایان خدمتش، مدال افتخار اهدا کرد.

مقامات نظامی آمریکا پس از این حادثه ادعا کردند در هدف قرار دادن این هواپیمای مسافربری دچار اشتباه شده‌اند. مقامات نظامی آمریکایی همچنین ادعا کردند که هواپیمای ایرباس ایران در خارج از مسیر هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز 7 بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است. با این حال، این ادعاها در سایه شواهد بعدی، رنگ باختند.

در این ماجرا ریگان ابراز عقیده کرد که هیچ مطلبی نمی‌تواند توجیه‌کننده سرنگون ساختن هواپیمای غیرمسلح باشد. وی اعلام کرد: شوروی (سابق) با حمله به هواپیمای مسافربری، دست به عملی تروریستی زده است و یکی از اعضای کمیته امور خارجه مجلس آمریکا، دولت این کشور را به مقابله به مثل ترغیب کرد.

تبلیغات وسیع آمریکا در این باره، تا شش‌ ماه ادامه داشت. شورای امنیت پیرامون این واقعه و برای محکوم‌ کردن عمل شوروی (سابق) چهاربار تشکیل جلسه داد و متحدان اروپایی آمریکا درباره این موضوع شدیداً واکنش نشان دادند. آمریکا برای رسیدن به اهدافش از به‌کارگیری هیچ وسیله‌ای ابا ندارد؛ حقوق بشر، حقوق بین‌الملل، وجدان بین‌الملل و افکار عمومی در راستای اهداف مذبور توجیه و یا سرکوب می‌شوند

در فاجعه پرواز شماره 655 ایرباس‌ ایرانی ، اساسی‌ترین حقوق بشر پایمال و حقوق بین‌الملل به بازیچه گرفته شد؛ وجدان بین‌المللی مجبور به سکوت شد و افکار عمومی منحرف شد؛ سایر دولت های جهان با بی‌تفاوتی خود، میدان را برای ارائه چنین بازی‌ای از سوی آمریکا بازگذاشتند و این گویای این حقیقت تلخ است که حقوق بشر تحریف شد و حقوق بین‌الملل به‌راحتی قابل نقض است.

واشنگتن هنوز هم واقعیت نقض حقوق بشر در مورد ایرباس را رد می‌کند. در حالی‌که با تعریف‌های خاص خود حتی در امور داخلی دیگر کشورهای جهان از ایران گرفته تا چین دخالت کرده و هیچ‌گونه انتقادی در مورد اقدامات سبعانه پنتاگون را نمی‌پذیرد.

فاجعه حمله موشکی به هواپیمای مسافربری ایران در آب های سرزمینی کشورمان در خلیج فارس، مهم‌ترین مورد نقض حقوق هواپیمای کشوری در تاریخ محسوب می‌شود

فرمانده ناو وینسنس به پاس این جنایت نشان لیاقت گرفت و پرصداترین محافل سیاسی غرب در مقابل این فاجعه سکوت کردند.

 

سخن پایانی:

دولت آمریکا با حمله عمدی و تجاوزکارانه به هواپیمای مسافربری ایران نه تنها اصول و قواعد مشخص قراردادی فیمابین دو دولت را آشکارا نقض کرد، بلکه قواعد آشکار و مسلم حقوق بینالملل را نیز زیرپا نهاد. در این رابطه، اصولی از منشور ملل متحد در خصوص ممنوعیت توسل به زور(بند 4 ماده منشور) و لزوم احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی واحدهای سیاسی جامعه بینالمللی نیز حائز اهمیت است.

شایان ذکر است که پس از خاتمه زودرس دعوا در دیوان که قبل از صدور رأی نهایی صورت پذیرفت، دولت آمریکا به عنوان غرامت مبلغ 55 میلیون دلار برای خانوادههای قربانیان و نیز مبلغ 40 میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیما به دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

پرداخت غرامت از سوی آمریکا را چنانچه در پرتو قواعد حقوق بین الملل ارزیابی کنیم، منطقاً می توان نتیجه گرفت که آمریکا نه تنها مسؤولیت خود را در قبال این فاجعه به عهده گرفته است، بلکه به لوازم بعدی آن(یعنی پرداخت غرامت وارده) نیز ملتزم شده است.

با این حال سؤالی که اکنون فرا روی ماست این است که آیا صرف پرداختن چنین غرامتی، جبران کننده تمامی آثار زیانبار مادی و معنوی وارده به حیثیت حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران از یک سو و التیام بخش عواطف جریحه دار شده ملت ایران از سوی دیگر بود یا خیر؟! سؤالی که پاسخ آن بغایت دشوار است.

کوتاه سخن آنکه، فاجعه ایرباس اگرچه مهمترین مورد نقض حقوق بینالملل هوایی و قواعد اساسی تضمین امنیت و سلامت هواپیمایی بینالمللی کشوری به شمار میرود، اما فرمانده ناو وینسس به خاطر این عمل از دولتمردان آمریکا نشان لیاقت گرفت و پرسروصداترین محافل سیاسی غرب به آرامی از کنار آن گذشتند.

انگشت "ویت راجز" فرمانده وینسس اگرچه ماشه را چکاند و نشان لیاقت گرفت، اما خود او روانه تیمارستان شد همانگونه که خلبان هواپیمای آمریکایی که بر سر مردم هیروشیما بمب اتم فرو ریخته بود روانه تیمارستان شد.
این وقایع بیانگرآنند که دولت آمریکا علیرغم همه ادعاهایی که در حمایت و پاسداری از حقوق بشر داشته و دارد، در عمل راهی بر خلاف این ادعاها را طی میکند.


خروج